تبلیغات
" دیباچه حقوقی " - حقوق خانواده
سه شنبه 4 تیر 1392

حقوق خانواده

   نوشته شده توسط: ندا ممبینی    نوع مطلب :مدنی 5 ( ازدواج و خانواده ) ،

حقوق خانواده

قسمت پنجم از این مجموعه به مباحثی اختصاص دارد كه حول محور خانواده می‌گردد كه بطور كلی در دو فصل بررسی می‌شود: الف) در نكاح ب) در طلاق

فصل اول در نكاح:

1- اولین مرحله در تشكیل دادن یك خانواده مرحله خواستگاری است و علی الا صول هر زنی كه خالی از موانع نكاح باشد می‌توان خواستگاری نمود. در ماهیت حقوقی خواستگاری اختلاف نظر وجود دارد برخی آن را صرفاً یك وعده می‌دانند و غیر الزام آور (دكتر شهیدی) ولی برخی آن را عقدی از عقود می‌دانند كه جایز است و هر یك از طرفین می‌توانند هر وقت خواستند آن را بر هم بزنند.

در زمان خواستگاری هدایایی ممكن است رد و بدل شود: در این حالت اگر نامزدی بهم بخورد حالات زیر برای تعیین تكلیف هدایا متصور است:

الف: تمام هدایایی كه هر یك از نامزدها به نامزد دیگر یا به ابوین او داده است می‌تواند استرداد كند اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایایی خواهد بود كه عادتاً نگه داشته می‌شوند مگر اینكه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد

ب) هدایایی كه اشخاص دیگر مثل ابوین هر یك از نامزدها به خود نامزد یا ابوین آنها می‌دهند قابل استرداد نیستند مگر در موارد رجوع از هبه.

تذكر: در صورتی كه بر هم خوردن نامزدی به واسطه فوت باشد:

الف)اگر هدایا موجود باشد مسترد می‌شود.

ب) اگر هدایا تلف شده باشند هیچ ضمانی در بین نیست.

2- در مورد قابلیت صحی برای ازدواج قبلاً ماده 1041 ق. م مقرر می‌داشت (نكاح قبل از بلوغ ممنوع است ولی با اجازه ولی و به شرط رعایت مصلحت مولی علیه نكاح قبل از بلوغ تجویز شده بود) طبق این مقرره دختر بعد از 9 سال و پسر بعد از 15 سال تمام قمری می‌توانستند ازدواج كنند ولی بعداً در سال 1381 ماده 1041 به شرح زیر اصلاح شد (عقد نكاح دختر قبل از 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت یا تشخیص دادگاه صالح است)

لذا در وضعیت حقوقی كنونی نكاح دختر تا سیزده سال علی الاصول ممنوع است مگر با حصول یكی از دو شرط در ماده فوق.

در موانع نكاح:

3- موانع نكاح بطور كلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

الف) ممنوعیت نكاح به واسطه قرابت نسبی

ب) ممنوعیت نكاح به واسطه قرابت نسبی

ج) ممنوعیت نكاح به واسطه قرابت رضایی

د) سایر ممنوعیت‌های نكاح

4- ممنوعیت نكاح به واسطه قرابت نسبی:

نكاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد:

1) نكاح با پدر و اجداد و یا مادر و جدات هر قدر كه بالا رود.

2) نكاح با اولاد هر قدر كه پائین رود.

3) نكاح با برادر و خواهر و اولاد آنها هر قدر كه پائین رود.

4) نكاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات (م 1045)

در این ماده قرابت نسبی حاصل از رابطه مشروع و نا مشروع را یكی دانسته است و تفاوتی از لحاظ حرمت نكاح بین آن دو نگذاشته است.

5- قرابت رضاعی از حیث حرمت نكاح در حكم قرابت نسبی است مشروط بر اینكه:

اولاً: شیر زن از حمل مشروع حاصل شده با شد لذا اگر زنی از رابطه نامشروع شیر ده شده باشد و از این شیر پسری را شیر دهد قرابت رضاعی بین آن دو حاصل نمی‌شود.

ثانیاً: شیر مستقیماً از پستان مكیده شود

ثالثاً: طفل لااقل یك شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر كامل خورده باشد بدون آنكه در بین آن غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.

رابعاًُ: شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.

خامساً: مقدار شیری كه طفل خورده است از یك زن و از یك شوهر باشد.

6- ممنوعیت نكاح به واسطه قرابت نسبی (كه مصاهره هم می‌نامند) (2) حالت دارد یا ممنوعیت دائمی است و یا ممنوعیت غیر دائمی.

الف) ممنوعیت دائمی:

1- بین مرد و (مادر و جدات زن ا و) از هر درجه كه باشد اعم از نسبی و رضاعی هر چند كه بین زن و مرد مباشرت هم صورت نگرفته باشد.

2- بین مرد و (زنی كه سابقاً زن پدر و یا زن اجداد یا زن پسر یا یكی از احفاد (فرزندزادگان) او بوده است هر چند قرابت رضایی باشد.

3- بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه كه باشد ولو رضاعی، مشروط بر اینكه بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد (یعنی در این بند حرمت نكاح منوط به مباشرت بین زن و مرد شده باشد)

ب) حرمت غیر دائمی:

1) جمع بین دو خواهر ممنوع است. یعنی مادامی كه یكی از خواهران در عقد مردی است خواهر دیگر نمی‌تواند به عقد همان مرد در بیاید هر چند به عقد منقطع باشد (حرمت جمعی دارد)

2) ازدواج با دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن غیر نافذ است كه با اجازه زن نافذ می‌شود (البته در حقوق كنونی با توجه به ماده 16 قانون حمایت از خانواده اجازه دادگاه هم در این مورد شرط است)

7- سایر مواردی كه نكاح زن و مردی با همدیگر ممنوع است:

الف) مواردی كه حرمت ابدی است

(1) هر كس زن شوهر دار را با علم به وجود علقه زوجیت و علم به حرمت نكاح و یا زنی را كه در عده طلاق یا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نكاح برای خود عقد كند. (1050)

(2) عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.

(3) تفریقی كه با لعان حاصل می‌شود موجب حرمت ابدی است.

(4) زنای با زن شوهردار یا زنی كه در عده رجعیه است موجب حرمت ابدی است.

(5) اگر كسی با پسری عمل شنیع كند مادر و خواهر و دختر آن پسر (مفعول) بر فاعل حرام مؤبد می‌شوند.

(6) اگر بین مرد و زنی سه بار طلاق بائن و شش بار طلاق رجعی صورت گرفته باشد آن دو بر هم حرام مؤبّد می‌شوند.

ب) مواردی كه حرمت نكاح ابدی نیست:

(1) هر كس زن شوهر دار را به نكاح خود در آورد ولی جاهل به علقة زوجیت یا جاهل به حرمت نكاح باشد.

(2) عقد در حال احرام در صورتی كه جاهل به حرمت نكاح در حال احرام باشند.

(3) زنی كه سه بار از مردی طلاق می‌گیرد بر آن مرد حرام می‌شود مگر آنكه محللی ازدواج كند و دخول هم صورت گیرد و بعد از دخول طلاق گیرد.

8- شرایط صحت نكاح:

شرط اول) نكاح حتماً باید با (لفظ) صورت گیرد مگر اینكه كسی متمكن از تلفظ نباشد كه در این صورت اشاره یا فعل مبین كافی است.

شرط دوم) عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.

شرط سوم) شخص طرفین (زن و شوهر) باید مشخص باشد و هیچ شبهه‌ای در این مورد نباشد.

شرط چهارم) عقد نكاح باید منجز باشد لذا تعلیق در عقد نكاح موجب بطلان آن است. (م 1068)

لازم به تذكر است كه ما معمولاً در عقد نكاح دائم (2) عقد جداگانه داریم عقد اول همان عقد نكاح است و عقد ثانی قرار داد مربوط به صداق است لذا آنچه فوقاً گفته شد شرایط صحت عقد نكاح است و قرار داد مربوط به مهریه تابع شرایط عمومی انعقاد قرار دادها است (البته معلوم بودن من جمیع الجهات مهریه از شرایط صحت قرار داد مربوط به مهریه نیست)

9- در نكاح منقطع:

نكاح وقتی منقطع است كه برای مدت معینی واقع شده باشد (م 1075)

در مورد اینكه اگر در نكاح مدت ذكر نشود و در ماهیت عقد اختلاف شود كه موقت است یا دائم اختلاف نظر است:

برخی عقیده دارند كه هر گاه در نكاح مدت ذكر نشود نكاح دائم محسوب می‌شود.

ولی اكثر حقوقدانان عقیده دارند كه اگر در نكاح مدت ذكر نشود و معلوم باشد كه مقصود نكاح منقطع بوده عقد باطل است ولی هر گاه مقصود طرفین معلوم نباشد ظاهر و اصل اقتضای دائم بودن نكاح را دارد.

تذكر: یكی از شرایط نكاح منقطع علاوه بر مواردی كه در نكاح دائم گفته شد (ذكر مدت) در آن است و این مدت باید بطور كامل مشخص باشد

10- مهر:

طبق قوانین شرع مقدس اسلام برای زن در هنگام نكاح باید مهری معین شود و اگر این مهر معین نگردد شرع مقداری كه بر حسب عرف معین می‌گردد به عنوان مهر زن در نظر می‌گیرد (مهر المثل).

هر چیزی كه مالیت داشته باشد و قابل تملك باشد می‌توان مهر قرار داد (م 1078) پس برای مهر دو شرط لازم است:

(1) باید مالیت داشته باشد (كه این مالیت با توجه به عرف و زمان و مكان فرق می‌كند)

(2) باید قابل تملك باشد (یعنی زن بتواند آن را تملك كند)

(3) معین بودن (من جمیع الجهات) مهر لازم نیست ولی باید بین طرفین تا حدی كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.

10- در نكاح دائم تعین مهر برخلاف نكاح منقطع از شرایط صحت عقد نیست لذا می‌توان بدون تعیین مهر در عقد نكاح، نكاح را صحیح دانست كه حالتهای زیر متصور است:

الف) مهر تعیین نشده باشد ولی اختیار تعیین آن بر عهده یكی از طرفین یا ثالثی گذاشته باشد در این صورت هر مهری كه طرف مقرر نماید همان به عنوان مهر خواهد بود چه تعیین مهر قبل از دخول باشد یا بعد از آن.

ب) مهر تعیین نشده باشد و هیچ كس هم مسئول تعیین مهر نشده باشد كه در این صورت:

(1) اگر نزدیكی صورت گیرد زن مستحق مهر المثل می‌شود.

(2) اگر نزدیكی صورت نگرفته باشد و نكاح هم به هم خورده باشد زن مستحق نصف مهر المثل است.

(3) اگر نزدیكی صورت نگرفته باشد و مرد زن خود را طلاق دهد در این صورت زن مستحق مهر المتعه خواهد بود.

(4) اگر نزدیكی صورت نگرفته باشد و نكاح به واسطه فسخ بهم بخورد زن مستحق چیزی نخواهد بود مگر اینكه فسخ به واسطه عنن باشد كه در این صورت زن مستحق نصف مهر المثل خواهد بود.

ج) اگر مهر تعیین شده باشد لكن مالیت نداشته یا مجهول باشد زن بعد از نزدیكی مستحق مهر المثل است و مثل زمانی رفتار خواهد شد كه مهر در عقد ذكر نشده است.

د) اگر در عقد مهری ذكر شده باشد كه ملك غیرباشد زن مستحق مثل یا قیمت آن مال خواهد بود مگر اینكه صاحب مال اجازه نماید.

11- چند تعریف در مبحث مهریه وجود دارد كه در ذیل بیان می‌شود:

الف) مهر المسمی: مهری است كه در عقد ذكر می‌گردد و طرفین بر روی آن توافق كرده اند این توافق طرفین می‌تواند قبل از عقد نكاح صورت گیرد.

ب) مهر المثل: مهر المثل، مهری است كه در صورت عدم تعیین مهر در عقد و یا در صورتی كه مهر تعیین شده مالیت نداشته یا مجهول باشد در نظر گرفته می‌شود و وضعیت زن نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته می‌شود.

ج) مهر المتعه: هر گاه مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیكی و تعیین مهر زن خود را اطلاق دهد زن مستحق مهر المتعه خواهد بود برای تعیین مهر المتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

12- در نفقه:

نفقه: عبارتست از مسكن البسه غذا و اثاث البیت كه بطور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به خادم یا احتیاج به واسطه مرض یا نقصان عضو.

برای اینكه زن مستحق نفقه باشد باید شرایط ذیل جمع باشد:

(1) نكاح دائم باشد: پس الاصول در نكاح منقطع زن حق نفقه ندارد مگر اینكه پرداخت نفقه شرط شده یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

(2) زن باید از ایفای وظایف خود خودداری نكند (یعنی ناشزه نباشد) مگر اینكه عدم تمكین به واسطه استفاده از حق حبس وی باشد.

تذكر: در زمان عده طلاق رجعی زن مستحق نفقه خواهد بود مگر اینكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد.

در عده وفات هم طبق اصلاحات اخیر قانون مدنی زن حق نفقه دارد.

در سایر عده‌ها زن حق نفقه ندارد مگر اینكه زن حامله باشد و آن هم از شوهر خود باشد كه در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

13- (فسخ نكاح):

در عقد نكاح اصل براینست كه هیچ یك از خیارات جاری نیست و نمی‌توان در آن شرط خیار كرد. به استثنای موارد ذیل:

الف) طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی كه مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج بیاورند ولی تخلف در این شروط برای مشروط له خیار تخلف از شرط به وجود نمی‌آورد مگر شرط مذكور صفت باشد كه برای یكی از طرفین در نظر گرفته شده است (خیار تخلف از شرط)

ب) دومین خیاری كه در عقد نكاح جاری است، خیار عیب است كه این عیوب سه دسته اند:

دسته اول جنون:

(1) جنون شوهر چه قبل از نكاح و چه بعد از نكاح موجب حق فسخ است.

(2) جنون زن هنگامی موجب حق فسخ برای مرد است كه عیب مزبور در حال عقد موجود باشد:

دسته دوم عیوب ویژه مرد:

(1) حضاء: مطلقاً موجد حق فسخ است چه مانع نزدیكی بشود یا نشود.

(2) عنن: به شرط اینكه ولو یك بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد.

(3) مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه‌ای كه قادر به عمل زناشویی نباشد.

دسته سوم: عیوب ویژه زن كه شامل موارد ذیل است:

1) قرن 2) جذام 3) برص 4) افضاء 5) زمین گیری 6) نابینایی از هر دو چشم

البته عیوب ویژه زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است كه عیب مذكور در حال عقد وجود داشته باشد.

ب) سومین خیاری كه برخی معتقدند كه در نكاح وجود دارد خیار تدلیس است كه از ماده 11280ق. م استفاده می‌شود (البته برای اینكه خیار تدلیس برای یكی از طرفین وجود داشته باشد باید سؤنیت و قصد فریب وجود داشته باشد)

كسانی كه اعتقاد دارند خیار تدلیس در نكاح وجود دارند اظهار می‌دارند كه فقط تدلیس طرفین موجب خیار فسخ است نه شخص ثالث اما تبانی یكی از طرفین با ثالث در تدلیس مانند آن است كه خود شخص تدلیس كرده است.

نكته: خیاراتی كه فوقاًُ نام برده شد فوری هستند یعنی باید فوراً اعمال شوند ولی برای فوریت باید سه شرط وجود داشته باشد:

الف) باید از علت فسخ نكاح مطلع باشد (مثلاً اینكه عیبی در زن وجود داشته باشد).

ب) باید علم داشته باشد كه به واسطه آن علت، حق فسخی برای او به وجود می‌آید.

ج) باید علم داشته باشد كه اعمال این حق فسخ فوری است.

14 – در طلاق:

طلاق یكی از مواردی است كه موجب انحلال عقد نكاح می‌شود طبق ماده 1133 قانون مدنی سابق مرد می‌توانست هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد كه این مقرره از قاعده مشهور فقهی (الطلاق بید من بالساق) گرفته شده بود كه البته در لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص 1358 این اختیار مطلق مرد تعدیل شده بود تا اینكه در مورخه 4/9/81 ماده مزبور به شرح زیر اصلاح شد (مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید).

15- در شرایط صحت طلاق:

برای اینكه طلاق به نحو صحیح واقع شود شرایط ذیل لازم است:

الف) طلاق باید به صیغه طلاق (یعنی الفاظی كه صریح در معنی طلاق باشد) واقع گردد.

ب) در حضور لااقل دو مرد عادل كه طلاق را بشنوند واقع شود.

ج) طلاق باید منجر باشد و طلاق معلق به شرط باطل است

د) طلاق دهنده باید عاقل و بالغ و قاصد و مختار باشد (1136) با توجه به این ماده رشید بودن طلاق دهنده شرط نیست لذا سفیه می‌تواند زن خود را طلاق دهد.

ه) طلاق نباید در مدت عادت زنانگی واقع شود و همچنین طلاق در حال نفاس صحیح نیست مگر اینكه زن حامله باشد یا طلاق قبل از نزدیكی با زن واقع شود و یا شوهر غایب باشد بطوری كه اطلاع از عادت زنانگی بودن زن نتواند حاصل كند و طلاق باید در طهر غیر مواقعه واقع شود مگر اینكه زن یائسه یا حامله باشد.

16- در انواع طلاق:

طلاق به طور كلی به دو دسته تقسیم می‌شود: بائن و رجعی

17- طلاق بائن:

طلاق بائن: طلاقی است كه برای شوهر حق رجوع وجود ندارد كه به چهار دسته تقسیم می‌شود:

1) طلاقی كه قبل از نزدیكی صورت گیرد.

2) طلاق زن یائسه (یعنی زنی كه به واسطه بالا رفتن سن عادت زنانگی نمی‌بیند).

3) طلاق خلع و مبارات: مادامی كه زن رجوع به عوض نكرده باشد.

4) سومین طلاق كه بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینكه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نكاح جدید.

18- طلاق مبارات: طلاقی است كه كراهت از هر دو طرف (زن و شوهر) باشد كه در این طلاق زن باید مالی را به مرد بدهد تا او طلاق دهد ولی این عوض نباید زائد بر میزان مهر باشد.

طلاق خلع: آن است كه زن بواسطه كراهتی كه از شوهر خود دارد در مقابل مالی كه به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد اعم از اینكه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر یا كمتر از آن باشد.

نكته) سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود این است كه آیا اگر فدیه‌ای كه زن به مرد می‌دهد باطل باشد (مثلاً مالیت نداشته باشد) آیا طلاق هم باطل می‌شود كه دو نظر وجود دارد:

نظر اول: كه نظر مشهور است بیان می‌دارد عمل طلاق خلع یا مبارات در واقع به دو قصد انشاء تقسیم میشود؛ یكی قصد انشاء بر طلاق و دیگری قصد انشاء عوضیت (فدیه) لذا علی الاصول فساد یكی از دو قصد انشاء مقتضی فساد دیگری نخواهد بود همانند (نكاح و مهریه) كه دو قصد انشاء داریم و فساد یكی از دو عقد موجب فساد دیگری نمی‌شود.

نظر دوم: برخی می‌گویند چون مقصود طرفین طلاق مقید به فدیه است لذا با انتفای قید (فدیه) مقید نیز منتفی می‌شود لذا با بطلان فدیه طلاق هم باطل خواهد شد

19- در عده:

عده عبارتست از مدتی كه تا انقضای آن زنی كه عقد نكاح او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار كند.

عده زن با توجه به علل مختلفی كه نكاح منحل می‌شود متفاوت است:

الف) عده وفات: چه در نكاح منقطع و چه در نكاح دائم چهارماه و ده روز است مگر اینكه زن حامله باشد كه تا وضع حمل عده نگه می‌دارد.

ب) عده طلاق: در نكاح دائم 3 طهر است مگر اینكه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند كه 3 ماه است (عده فسخ نكاح دائم نیز چنین است)

ج) عده فسخ نكاح: عده فسخ نكاح منقطع و بذل مدت و انقضاء آن در غیر حامل دو طهر است مگر اینكه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند كه در این صورت 45 روز است.

د) عده طلاق فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.

ه) عده نزدیكی به شبهه مانند عده طلاق است

20- اگر در ایام عده طلاق شوهر بمیرد آیا زن باید عده وفات نگه دارد؟

(1) در طلاق رجعی چون زن در حكم زوجه است در صورت فوت شوهر در ایام عده زن باید از زمان فوت عده وفات نگه دارد.

2) اما در عده طلاق بائن یا فسخ نكاح تاثیری بر وضع زن ندارد چون حباله نكاح قبلاً منحل شده و متوفی بیگانه محسوب می‌شود.

نكته: زنی كه شوهر او غایب مفقود الاثر بوده و حاكم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق، عده (وفات) نگه دارد اما این عده وفات عده رجعی است یعنی اگر غایب مفقود الاثر برگردد می‌تواند رجوع كند.        


برچسب ها: نکاح ، طلاق ، عده ، موانع نکاح ، هبه ، قرابت نسبی ، قرابت رضاعی ،

gleamingprogres58.exteen.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:19 ب.ظ
Amazing! Its truly remarkable post, I have got
much clear idea regarding from this article.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 05:31 ب.ظ
I love reading through an article that will make men and women think.
Also, many thanks for allowing me to comment!
sciencebank
دوشنبه 10 تیر 1392 12:58 ق.ظ
لینک شدید
حقدوست
سه شنبه 4 تیر 1392 04:43 ب.ظ



سلام دوست ارجمند.
ضمن تبریک این ایام مبارک و مسعود،
و آرزوی موفقیت برای شما گرامی در ادامه اداره این وبلاگ،

با ***پنج مطلب ناب دیدنی و خواندنی*** به مناسبت این ایام در خدمت شما هستم.

**********
البته توصیه میکنم حداقل بقیه مطالب «صفحه اول» و «صفحه دوم» را هم ببینید.
مطمئنا نظرات ارزشمند شما در ارتقاء کیفی وبلاگ مؤثر خواهد بود.

از سلسله مطالب در مورد خلقت و کارهای «اجنه» هم دیدن کنید.
http://bia2mofid.persianblog.ir


sciencebank
سه شنبه 4 تیر 1392 04:04 ب.ظ
سلام
سایت پر محتوایی دارید
مایل به تبادل لینک با سایت شما هستم .
اگه موافق بودید آدرس ما رو با اسم ::: بانک علوم ::: Science Bank ::: لینک کن .
http://sciencebank.ir/

بعد بهم بگید شما رو با چه اسمی لینک کنم . موفق باشید

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر